خرید بک لینک
همه مون یه روز فراموش میشیم نوبت منم رسید که فراموش شم..

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 17:22

فک کن اگه گمت کنم چی؟ اگه دستمو ول کنی ، اگه برات مهم نباشم ، اگه گمم کنی چی؟ عصه نمیخوری؟

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 17:22

چطور میشه
همیشه به این فکر میکردم چطور میشه با عشق یکی کنار یکی دیگه زندگی کنی اصلا چطور ممکنه؟؟ راستش هنوزم فکر می کنم اینکه خودم کنار یکی دیگه باشمو دلم پیش تو ! شاید تو نفهمی چه حسیه چون تو قد من خودتو دوس نداشتی خودتو که چی بگم هیچ کسو دوس نداشتی منم نتونستم یادت بدم من باختم

|سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶| 14:40|مه...|


برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 17:22

تیر خوردم اونم از تو... فکر کن یه تیر به پات خورده و وسط یه جنگل تنهایی، وقتی که شب می رسه و داری از سرما تلف میشی، اگه یکی پیدا شه و بخواد بهت پناه بده چیکار می کنی؟ درباره اصول اخلاقیش ازش سوال می پرسی؟ یا به خوشایند بودن رفتارش فکر می کنی؟ نه! به هیچی فکر نمی کنی، چیزی هم نمی پرسی، فقط می خوای هر

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 1:07

روزگاری ما عشق رو به سخره می گیریم روزگاری عشق ما رو...

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 15:05

خوشبختی
خوشبختی یعنی کسیو داشته باشی که رفتن رو بلد باشه، ولی نره. کسی که شاید جای دیگه خوشبختتر باشه، ولی عاشق در کنار تو بودنه، حتی اگه ...

|دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۶| 12:20|مه...|


برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 15:05

_گفت : اینا که هی بالا پایین میکنن؛ میرن اون بالابالاها توو آسمون و میان پایین، اینا اسمشون چیه؟._گفتم : پرنده ن._گفت : نه! اینا که هی بی قرارن، هی بال بال میزنن، دلشون انگار تنگِ یکیه، اینا اسمشون چیه؟._گفتم : پرنده ن._گفت : اینا که روزی صد دفه با دریا خدافظی میکنن و قسم میخورن که برنگردن، اینا که

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:19



دست نوشته های دختری در حال کما

دست نوشته های دختری در حال کما

چه بد می کنی
چه بد میکنی که به خوابم نمیای!

|یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۶| 22:38|مه...|



برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 1:19

متفاوت بچه که بودم فکر می کردم متفاوتم چون زیاد اهل بازی کردن نبودم ترجیح میدادم یه گوشه بشینمو فکر کنم به چی نمی دونم فقط فکر می کردم ستاره ها رو دوس داشتم گاهیم به امید دیدن دنباله دارا همه ی سبو بیدار میموندم روزایی که بالا سرم سقفی نبود یه کم گدشت بزرگتر که شدم باز فکر کردم متفاوتم چون کارایی می

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 18:32



دست نوشته های دختری در حال کما

دست نوشته های دختری در حال کما

یه روزی
آدمای مغرور یه زمانی بی ارزش ترین و کوچک ترین آدم زندگی یه نفر بودن...

|شنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۶| 17:28|مه...|



برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 20:12

معذرت میخوام ؛
که اونی نبودم که تو میخواستی
اما ؛
هیچوقت نمیفهمی که چقدر تلاش کردم ...

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:05

نباید ضعیف باشی

نباید

نباید

نباید!

پ.ن: این چند وخته همه چیز دست به دست هم دادن که ضعیفم کنن ! انگار نقطه ضعفام افتاده دست یه عده ، همه ی ترسام داره برام اتفاق میفته ، همه رفتن بعصیا روحی ترکم کردن بعصیا هم روحا هم جسما پشتمو خالی کردن تنهام انگار وسط یه مردابم دارم عرق میشم هیچ کس نیست حتی یه شاخه نیست که چنگ بزنمو خودمو بکشم بالا چیکار کنم؟تو بگو چیکار کنم؟

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:05

نمونده
وختی میخابم دیگه نمیخام بیدار شم از اینکه بیدار شمو مشکلات بازم ادامه داشته باشن وحشت دارم! نبود تو از یه طرف ، مشکلات خونه از یه طرف، بیکاری از یه طرف گاهی حس میکنم دیگه توانی برام نمونده

|دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶| 18:53|مه...|


برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:05

چه بی مصرفه ن نوشته ها وختی تو نمی خونیشون، چه به درد نخوره عشق وختی تو نیستی که بهت عشق بورزم، چقدر بی معنیه اغوش وختی تو نیستی که در اغوشت بکشم تو نیستی چقدر معجزه ها کمن!

|دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶| 19:21|مه...|


برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:05

آدم اگه بخوادم نمیتونه اونی که یه زمانی زندگیش بودو فراموش کنه.

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:05



دست نوشته های دختری در حال کما

دست نوشته های دختری در حال کما

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش اید
دیدنش حال مرا
یک جورِ دیگر می کند
حال یک دیوانه را
دیوانه بهتر می کند...

|سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶| 10:23|مه...|



برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:05

تنهایی اونجاش که اونقدر با خودت فکر میکنی و حرف میزنی که احساس میکنی دونفری...

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:05

همش فک می کنم باید برم از اینجا همش فکر میکنم هر چیم بندیسم هر چیم بگم تو که نیستی بخونی پس چرا بمونم چرا بنویسم برای کی؟ نه که دنیا بی تو تموم شه نه ولی زندگی نمی کنم بی تو هیچ کودوم از روزای عمرمو بی تو زندگی نکردم قبلا تو سرم بودی تو قلبم بودی بعد که دستاتو گرفتم بعد که عطرتو نفس کشیدم رفتی توی خ

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:05

شیرین ترین حس دنیا اینه که از همه ی آدماش دل بِکنی و فقط به یه یک نفر دل ببندی!

و تلخترین حس اینه که بفهمی حتی به همون یه نفرم نمیشه دل بست ...

|جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۶| 21:18|مه...|


برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 0:05



دست نوشته های دختری در حال کما

دست نوشته های دختری در حال کما

کاش می شد
کاش می شد زندگی رم هر وخت خاستی ترک کنی!

|سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶| 20:23|مه...|



برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 22:14

دلم تنگ میشه دلم تنگ میشه واسه صدات، واسه چشات ، واسه دستات ، واسه خنده هات ، حتی واسه تهدیدات که میری ، حتی واسه دوست نداشتنم دلم تنگ میشه ! واسه همون یه ساعتی که ماهی یه بار میدیدمت که اونم میگفتی اگه زیاد بخام ببینمت میری ، واسه به قوله خودت قول ندادنات، واسه حرفات حتی اون بار که گفتی اگه عاشق یک

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 22:14

و گناه ما این بود که عشق اولشان نبودیم...برای همین چشم هایمان به نظر زیبا نمی آمدو بدخلقی هایمان روی چشم های کسی جانداشت،برای بودن و ماندنمان زمین را به آسمان ندوختندو هیچ کاری برای ثابت کردن دوستداشتنهایشان انجام ندادند،تار موهایمان قافیهی شعر و غزل نشدو صدایمان تسکینِ درد هایشان...ما عشق اول نب

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 22:14

انتطار سالها پیش خونهی ما یه اتاق پشتی داشت که تقریبا متروکه بود. داخل اتاق یه سری خرت و پرت خاک گرفتهی قدیمی روی هم تلنبار شده بود. از اونجایی که خیلی خنک بود پشت پنجره ردیف به ردیف ترشی و مربا چیده شده بود. توی اتاق یه کمد دیواری نسبتا بزرگ بود که رختخواب مهمون رو توش چیده بودیم. پُر بود از با

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 22:14

غم گساری از ما مثه بچه های امروزی نبود هیچوخت نمی تونستیم وختی ناراحتیم بریم سر بزاریم رو دامن مادرمونو زار زار گریه کنیم ما غمامونو می بلعیدیم از عصه سر می رفتیم ولی بروزش نمیدادیم مگه اینکه خیلی خوش شانس بودیمو تو تنهاییامون می توستیم زار بزنیم ما نمی تونستیم فریاد بزنیم نمی تونستیم فرار کنیم ماها

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 22:14

وختی حالت بده کی حالتو خوب میکنه؟

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 22:14

فقط زمان که می تونه دردی که بقیه کشیدند یادت بده

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 22:14

عادت به روزاي سخت
يا سختت ميكنه يا بي تفاوت

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 22:14

خیلی جاها
واقعیت اینه که این همیشه ما نیستیم که تعیین کننده ایم خیلی جاها ما فقط کنار میایم خیلی جاها ما فقط کنار میریم شایدم کنار گداشته میشیم!

|پنجشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۶| 13:5|مه...|


برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 22:14

صفحه بندی